از شعرهایم...(1)

چه کسی؟

چه کسی پنجره را باز گذاشت...؟

    در دلم خاطره کاشت.....؟

چه کسی بر صفحه ی زندگیَم.....

                     گفت:نقطه سر خط.

اول سطر دلم نقطه ی آغاز گذاشت.؟

و در آن ظلمت پنهانی شب....چه کسی نغمه ی امید بخواند.....؟

                 چه کسی مژده ی نیکو سحری داد؟... - نسیم.

و همان "صبح سپید" اول خاطره ماند...

نکند باز ز خاطر برود ....او خدا بود ...خدا بود .....خدا.....

و همان نغمه ی امید.... هدیه ی ناب خداوند به ما بود.....

پاورقی:::

نظرتون چیه؟؟؟

اوه

 

/ 4 نظر / 13 بازدید
مائده

آه... ای فرشته ی زیبایِ من تو که می دانی عاشق ترین قلب دنیا در سینه ی کدام شاعر می تپد؟! نگران هیچ چیز نباش! «سرنوشت حریف عشق نیست» آخر چه کسی این افسانه را باور می کند ! که فقط با یک بوسه ی ساده تو زمینی شده ای و من... بال در آورده ام؟!

مائده

فاصله بين مشکل و حل آن يک زانو زدن است ، اما نه در برابر مشکل بلکه در برابر خدا . . . خداوند بینهایت است و لامکان و بی زمان اما به قدر فهم تو کوچک میشود و به قدر نیاز تو فرود می آید، و به قدر آرزوی تو گسترده میشود، و به قدر ایمان تو کارگشا میشود . . .

زهرا.ش

عالی بود... اولین کتاب شعرت واسه من..[گل]

زهرا.ش

زیبا بود. اولین کتاب شعرت مال من!