طنز::انشای من:آنجا تهران است.(2)

به نام خدا

اول بگم اگه قسمت یکم این انشا رو نخوندی و نظر ندادی، ادامه رو نخون!!!

دوم سلام

سوم:حرکت!!!!

انشای من:آنجا تهران است.(ادامه)

در تهران پلاک ماشین ها 11،22،33،44،55،66،77و... است و 11 اش باکلاس تر است.(عین رتبه ی کنکور می ماند!) همه ی شهرستانی ها دوست دارند پلاک ماشینشان مال تهران باشد تا پیش بقیه پز آن را بدهند به همین دلیل به 77 آن هم راضی می شوند!!!

"رادیوهفت"،"ویتامین3"،عموپورنگ"،و... سایر برنامه های موردعلاقه ی شما و ما در تهران قرار دارد!

تهران خیلی با شهرستان فرق دارد! این تفاوت سالیان درازی است که دست مایه ی فیلمسازان تهرانی قرار گرفته است و آنها این تفاوت را به گونه ای که در  در خط پایین شرح می دهم به نمایش می گذارند:

یک بچه شهرستانی خرخوان وجود دارد که بدون هیچ کلاس و کتاب اضافه ای با همان نثر سلیس و صریح کتب درسی(!) و با تکیه بر همان مثال های کتب درسی بدون یک سال پشت کنکور ماندن و ترجیحا عینکی با فریم های آن مدلی(!) در دانشگاه تهران آن هم از آن رشته های آن چنانی قبول می شود و با یک ساک بزرگ مشکی از "مینی بوس "قرمز پایین می آید .اول کاری هم با همان ساک سراغ دانشگاهش می رود و اولین برخورد او با دوست های آینده اش در دانشگاه به شرح ذیل است:

بچه شهرستانی یک شلوار پارچه ای پوشیده است و یک پیراهن آستین بلند که دکمه آستین آن را دقیقا روی مچ دست محکم کرده است و خیلی به قول خودمان تر و تمیز است و از آن ساعت های مچی عقربه ای طلایی یا نقره ای دارد.دوستان تهرانی اش شلوار جین پوشیده اند از آن هایی که روی زانو سایه روشن دارد! و یک پیراهن که از آن آستین های "دکمه بر آرنج دار" دارد و آستین های آن را تا آرنج تا می کنند و از آن ساعت های دیجیتالی که به اندازه ساعت دیواری است دارند و یک کلاسور زیر بغل و....

ولی فیلمسازان نمی دانند که اکنون تشخیص بچه شهرستانی از تهرانی کار آسانی نیست، و کار هر کسی هم نیست!!!

گفته بودم که ما برای کار پزشکی به تهران رفته بودیم(بازهم با آرزوی سلامتی واسه همه). رفتیم بیمارستان. در پارکینگ بیمارستان ماشین را پارک کردیم. پدر رفت داخل  و الباقی خانواده در ماشین ماندند. در همان زمان یک پرایدتعجب(ما تا آن زمان پراید ندیده بودیم!!!!) با راننده خانم در پهلوی سمت چپ ما پارک نمود.آن خانوم برای برداشتن کیف خود درب پشت پراید به سمت ماشین ما را باز کرد و همان در مذکور را یک بار محکم به ماشین ما کوباند، بی خیال شدیم! برای دومین بار محکم تر کوباند!!! و گویا تاز مانی که از تو رفتن درب ماشین ما مطمئن نشده بود قصد نداشت از این کار دست بردارد!!!!!!!! و اصلا خم به ابرو نمی آورد...همانجا بود که دیدیم خطوط موازی ظریفی بر بدنه ماشینمان نقش بسته است و همانجا هم بود که دریافتیم پراید ماشین سفت و سختی است...!!!

ادامشو دنبال کنید لطفا.........

پاورقی::

1- من هم دلم می خواهد معروف شوم فقط به عشق اینکه آمار نظرات وبلاگم بالا رود!!!! (هرکس انگیزه ی خاص خودش رادارد!)

2- این نوع نثر گویی ملکه ذهنم شده است.چه کنم!!!؟؟؟

3- آقای علیخانی بابت آن شلوار قرمزی که در برنامه ماه عسل پوشیده بود،عذرخواهی کرد!(از باب اطلاع) عرض کردم.

4ـ برنامه قندپهلو(با محوریت شعرطنز) هرشب ساعت 21:30 از شبکه آموزش(7سیما)پخش می شود...خواستید ببینید.باحال است!!!!

بای تا های

/ 14 نظر / 29 بازدید
نمایش نظرات قبلی
وقتی دلتنگم

تمـآمـ آنچـﮧ ڪـﮧ اَز زنـבگے مـیـפֿـوآهــمـ : یـڪ غـُـروب پنجشنبـﮧ پـآییـزیــسـﭞ بــآ پنجـرـه اے رو بـه בرפֿـﭞ هــآ و ڪلـآغ هـآ و هــوآے ملـَـس و مـرمـوزمهـریــا آذر بـآ یـڪ فنجــآכּ چــآے تـــآزه בمـ و یـڪ بـُـرش بــزرگـ از ڪیـڪ פֿـآنگـــے مــآבرمـ بــآ موسیقے בلبـפֿــوآه و פֿـیــــآلـے ڪﮧ از بـآبـﭞ همـﮧ چیــز سـפֿـﭞ آســوבه اسـﭞ

شیوا

خدا از این صداقتا به من به این بزرگی هم بده[خجالت]

شیوا

ممنون نظر لطفتونه[گل]

رها

عزيزم لينكبي[قلب]

مطهره

سلام.با افتخار لینک شدید

بهاره

سلام لینک شدی اگه دوست داری منم لینک کن راستی مطالبت زیاده خب با این فونت ریز چشم درد میگیریم که!!

بهاره

سلام واین وبم هم بیا ضررنمیکنی![مغرور]

من

سلام جالب مینویسی. خیلی باحاله که پاورقی هم مینویسی.[لبخند]