ببین...!

ببین:

قصه هایت را بخوان من سر به پا گوشم،ببین

یاد من در خاطرت هست و فراموشم،ببین

در فراقت پر گشودم از زمین برخاستم

حال، من هم نیستم هم شمع خاموشم،ببین

با نگاهت آمدی افسانه ای دامن زدی...

چشم هایت برده عقلم را که از هوشم،ببین

چند روزی میشود خوابی ندارم آن که هیچ...

ماه ها و سال ها من مست و مدهوشم،ببین

باز هم تنهایی و رویای نابود وصال...

قالب من پر ز ناله،"درد منقوشم"،ببین...

 

1- لطفا جان هرکس دوست دارید کپی نکنید،حلال نمیکنم!!

2- داریم از دلتنگی میمیریم!

3- درس هاااااا بسی سنگین است!

4- حس و حال نداریییییم!

5-ترم 2 هم به خیر گذشت!

6- دیگر خواندن و نظر دادن به مرام شما باز میگردد.

7- آپم!!!

/ 6 نظر / 41 بازدید
محسن طاهری

سلاملکم:) تا محرم نرسیده یه شعر شاد بذارین!

اگه راضی نیستی که باذکر منبع تو کلاس بخویم بیخود میکی شعر بزاری [خمیازه][ساکت]

عمه

سلام.خانوم دکترشاعره کجایی؟[لبخند]

عمه

گل بودی اما بوی خاکستر گرفتی آه ای فرشته بین شعله پر گرفتی با این سرانگشتی که تاول زد در آتش امشب گره از موی این دختر گرفتی با من غریبی می کنی در خانه وقتی چشمت به من افتاده چادر سر گرفتی ای کاش می مردم نمی دیدم چه زخمی از ضربه های محکم این در گرفتی پروانه ها را با تب و تابت مسوزان با لاله هایی که بر این بستر گرفتی با دستمال بسته ی دور سر خود جان مرا ای جان من دیگر گرفتی دلواپس گلبرگهایت مانده ام من حالا که ای گل بوی خاکستر گرفتی ***علیرضا لک*** شهادت بانوی دوعالم حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها تسلیت باد